تاریخ انتشار : پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۹
کد خبر : 97279
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای ایران: بازار طلایی سرمایه گذاران مخاطره پذیر بسته هستند

دیدگاه:

جاوید شیرازی

ایران: بازار طلایی سرمایه گذاران مخاطره پذیر

ایران: بازار طلایی سرمایه گذاران مخاطره پذیر
اخبار پولی مالی- بازار ایران بازار «فرصت‌های بالا و ریسک‌های بالا» است و به همین دلیل، فقط برای کسانی است که هر دو را همزمان می‌پذیرند و منطق فشار درونی آن را درک می‌کنند.

اخبار پولی مالی- اقتصاد ایران در وضعیتی نادر قرار دارد، ریسک‌های بالا و همزمان سودهای بالا. ترکیبی که برای سرمایه‌داران با تمایل به سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز جذاب است. ایران در شرایط کنونی نه بازاری است که بتوان آن را به سرمایه‌گذار محافظه‌کار توصیه کرد و نه بازاری که بتوان نادیده گرفت: پایین‌ترین ارزش‌گذاری‌های سهام در جهان، مزیت ساختاری انرژی که تصمیم‌سازان آگاهانه از آن محافظت می‌کنند، و ریسک‌های سیستماتیکی که بازده بالقوه را به یک احتمال مشروط تبدیل می‌کند. اما یک بُعد حیاتی که غالباً نادیده گرفته می‌شود این است: جنگ و تحریم نمی‌تواند برای همیشه ادامه یابد. اقتصاد جهانی اکنون در سربالایی هزینه‌های سرریز—از تورم و شوک انرژی تا افت بازارهای سهام—با مقاومت روبه‌رو شده و ناچار است **دنده معکوس** بگذارد: نه عقب‌نشینی، بلکه تغییر نسبت فشار و ابزار برای غلبه بر شیب و حرکت به سوی نوعی حل‌وفصل. این تحلیل، این دوگانگی را برای دو گروه سرمایه‌گذار—داخلی و خارجی—به تفکیک بررسی می‌کند.

Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!

– فرصت‌ها: چرا ایران ارزان‌ترین بازار جهان است

بازار سهام ایران در زمره پایین‌ترین ارزش‌گذاری‌های جهانی قرار دارد. نسبت قیمت به درآمد (P/E) کل بازار در تیر ۱۴۰۵ حدود ۶.۱ واحد بود ، در حالی که برخی صنایع مانند استخراج نفت و گاز P/E معادل ۲.۰۴ و بانک‌ها ۲.۴ واحد داشتند . این سطح ارزش‌گذاری در میان اعضای بریکس بی‌همتاست: برزیل، چین و هند هیچ‌کدام چنین فشردگی قیمتی ندارند.

ارزش دلاری کل بازار ایران در مقاطعی تا حدود ۷۷ میلیارد دلار سقوط کرد، در حالی که پنج سال قبل از آن حدود ۲۶۶ میلیارد دلار بود. فایننشال تایمز اشاره کرده که اگر بورس ۱۱۰ میلیارد دلاری ایران در رتبه‌بندی‌های جهانی حضور داشت، در یک دوره کوتاه از نظر بازده دلاری می‌توانست بهترین بازار جهان باشد.

پیش‌فرض کلیدی این است که تصمیم‌سازان ایران از مزیت نسبی کشور در انرژی و منابع اولیه آگاهند و هرگز آن را به‌طور کامل از صنعت دریغ نخواهند کرد. قیمت خوراک و سوخت گاز صنایع پتروشیمی ایران در حال حاضر حدود ۳۰ درصد قیمت صادراتی است، در حالی که بر اساس نیت قانون‌گذار باید به‌تدریج به ۷۵ درصد برسد. این یعنی مزیت وجود دارد اما در حال کوچک شدن است—نه حذف.

داده‌های اوایل ۲۰۲۶ روند را نشان می‌دهد قیمت گاز مصرفی صنعت فولاد در یک ماه از حدود ۶,۸۱۸ تومان به ۱۱,۳۵۲ تومان جهش کرد (رشد ۶۶ درصدی)، و سهم هزینه انرژی در مسیر احیای مستقیم به حدود ۳۰ درصد رسید. خوراک پتروشیمی نیز از حدود ۱۱,۰۰۰ تومان به نزدیک ۱۹,۰۰۰ تومان افزایش یافت. حتی با حرکت تدریجی به سوی برابری صادراتی، منحنی هزینه بنگاه‌های پتروشیمی، فلزات و پالایش ایران در سطح جهانی همچنان در صدک‌های پایین خواهد بود. خوراک ۳۰ درصدی حتی با رسیدن به ۵۰ درصد، همچنان به‌طور معناداری پایین‌تر از رقبای بین‌المللی است. این مزیت، پشتوانه ارزش ساختاری بلندمدت است—به شرط آنکه سود حاصل بتواند به دست سرمایه‌گذار برسد.

تا پایان مهر ۱۴۰۵، شاخص کل بورس تهران ۱۲۰ درصد، شاخص هم‌وزن ۱۳۷ درصد و شاخص فرابورس ۱۳۸ درصد رشد کردند . تنها در مهرماه، شاخص کل ۱۴ درصد و هم‌وزن ۱۷ درصد رشد کرد . این سطح بازدهی، سال ۱۴۰۵ را در میان پنج سال با بالاترین بازدهی تاریخ بورس تهران قرار داده است، در حالی که هنوز پنج ماه به پایان سال باقی بود.

فرصت‌های مشخص با نسبت قیمت به سود پایین: سیمان (حدود ۴ برابر)، غذا (حدود ۴ برابر)، و پالایش (۲.۵ تا ۵ برابر، مشروط به رفع ابهام مقرراتی).

 

  • ریسک‌ها: چرا این فرصت مشروط است

FATF در بیانیه فوریه ۲۰۲۶، ایران را همچنان در فهرست «حوزه‌های قضایی پرخطر که باید علیه آنها اقدامات متقابل اعمال شود» قرار داد.همچنین بخش قابل توجهی از درآمد ارزی شرکت‌های صادراتی با نرخ سیاستی پایین‌تر (نه نرخ بازار آزاد) تسعیر می‌شود. شکاف بین نرخ نیما و آزاد در مقاطعی به بیش از ۵۰ تا ۶۰ درصد رسیده است. این یعنی سود دلاری واقعی شرکت‌ها کمتر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد.

به علاوه ناترازی گاز و برق در زمستان می‌تواند صنایع بزرگ انرژی‌بر را به کاهش تولید وادارد. همچنین مکانیسم توزیع یارانه انرژی دارای نقص ساختاری است (توزیع بر پایه مالکیت خودرو، نه حق شهروندی؛ ۴۷ درصد جمعیت بدون خودرو از یارانه بنزین محروم‌اند)، و این نظام تحت فشار اصلاح قرار قراردارد.

از طرف دیگر افشای عمومی مورد اتکای سرمایه‌گذار خارجی از نظر زبان، به‌هنگام بودن و عمق جزئیات ضعیف‌تر از اطلاعات در دسترس سرمایه‌گذار داخلی است بدین تزتیب در متغیرهای کلیدی مانند فرض نرخ ارز صنعت پالایش یا تفاوت قیمت‌گذاری منطقه‌ای سیمان، سرمایه‌گذار خارجی در موقعیت ساختاری ضعیف‌تری قرار دارد.

 

– جنگ و تحریم نمی‌تواند برای همیشه ادامه یابد: هزینه‌های سرریز جهانی

این بُعدی است که در تحلیل‌های متعارف کم‌تر به آن پرداخته می‌شود، اما حیاتی است. تداوم جنگ و تحریم ایران، به شکلی قابل اندازه‌گیری بازدهی بازارهای جهانی را فرسایش می‌دهد، و همین فرسایش خود مکانیسم فشار برای حرکت به سوی نوعی حل‌وفصل ایجاد می‌کند.

صندوق بین‌المللی پول در WEO اکتبر ۲۰۲۶ پیش‌بینی کرد رشد اقتصاد جهانی از ۳.۵ درصد در ۲۰۲۵ به ۳.۱ درصد در ۲۰۲۶ کاهش یابد و تورم کل جهانی از ۴.۱ به ۴.۷ درصد افزایش یابد، که افزایش قیمت نفت ناشی از جنگ یکی از محرک‌های اصلی آن است. اقتصاددان ارشد IMF هشدار داد: «اگر درگیری خاورمیانه طولانی شود، می‌تواند فشارهای تورمی را تشدید و رشد را تضعیف کند.»

پیش‌بینی KPMG بدبینانه‌تر است: رشد جهانی ۲۰۲۶ به ۲.۸ درصد کاهش و تورم به ۴.۳ درصد افزایش می‌یابد، و به صراحت اعلام کرده «حتی اگر تنگه هرمز فردا کاملاً باز شود، هزینه اقتصادی جنگ همچنان باقی خواهد ماند.»

برنت در مارس ۲۰۲۶ در یک ماه ۶۳ درصد رشد کرد که بزرگ‌ترین جهش ماهانه ثبت‌شده است. مورگان استنلی اشاره می‌کند که تنگه هرمز حدود یک‌پنجم عرضه نفت جهان را حمل می‌کند و این اختلال به‌طور گسترده به عنوان بزرگ‌ترین شوک عرضه از دهه ۱۹۷۰ شناخته می‌شود. تحلیل سناریوی State Street نشان می‌دهد در سناریوی حل تأخیری (احتمال ۸۰٪)، قیمت نفت در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۶ در محدوده ۱۰۰ تا ۱۱۰ دلار خواهد بود؛ در سناریوی تشدید (احتمال ۲۰٪)، ممکن است از ۱۲۰ دلار عبور کند.

پس از تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه ۲۰۲۶، شاخص MSCI World در مارس ۶.۴ درصد افت کرد و در سه‌ماهه ۴ درصد کاهش یافت. در آسیا، نیکی ژاپن در ابتدای درگیری ۳ درصد سقوط کرد و بورس کره پس از ریزش ۷ درصدی شاخص‌های اصلی، دو روز متوالی متوقف شد. DAX آلمان یک‌روزه ۳.۴۴ درصد و FTSE ۱۰۰ بریتانیا ۲.۷۵ درصد افت کردند.

مقیاس این هزینه‌های سرریز یعنی وضع موجود جنگ و تحریم برای اقتصادهای بزرگ جهانی غیرقابل تحمل است. خود آمریکا با دوگانه فشار تورمی و محیط نرخ بهره مواجه است. اروپا به قیمت انرژی بسیار حساس است و یکی از آسیب‌پذیرترین اقتصادهای توسعه‌یافته است. کشورهای واردکننده انرژی آسیا (ژاپن، کره، هند) فشار مستقیم تورم صورتحساب واردات را تحمل می‌کنند.

پیش‌بینی IMF برای ۲۰۲۷ خود بر یک فرض کلیدی بنا شده است بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت گسترده‌تر به شرایط پیش از جنگ. وجود همین فرض خود نشان می‌دهد که جامعه بین‌المللی از جمله شرکای اقتصادی اصلی طرف‌های درگیرانگیزه قوی برای پیش بردن وضعیت به سوی نوعی حل‌وفصل دارد. صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی می‌کند رشد اقتصادی ایران از منفی ۷.۶ درصد در ۲۰۲۶ به مثبت ۳.۶ درصد در ۲۰۲۷ بازگردد و تورم از ۷۸.۶ درصد به ۴۲ درصد کاهش یابد .

برای سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر در بازار ایران، دلالت منطقی این است که محرک، تنها یک رویداد احتمالی محض نیست، بلکه یک روند ساختاری تحت فشار اقتصادی است. هرچه مدت تحریم و جنگ طولانی‌تر شود، هزینه تحمل‌شده توسط بازارهای جهانی بیشتر می‌شود و فشار برای نوعی مذاکره یا کاهش تنش قوی‌تر می‌شود. این به معنای آن نیست که حل‌وفصل سریع یا بی‌دردسر خواهد بود، اما به این معناست که «بن‌بست دائمی» سناریوی پایه نیست.

 

– مقایسه دو گروه سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر

       بُعد ریسک‌پذیر ایرانی داخلی ریسک‌پذیر خارجی
منبع فرصت بازده اسمی ریالی + پوشش تورم همگرایی تخفیف ارزش‌گذاری دلاری + باقیمانده مزیت هزینه انرژی
مزیت اصلی بدون مانع ورود و خروج؛ اطلاعات به‌هنگام؛ تنظیم سریع پرتفوی خرید با ارز سخت؛ در صورت بازقیمت‌گذاری، بازده به دلار
ریسک اصلی بلعیده شدن بازده اسمی توسط کاهش ارزش پول عدم امکان انتقال سود به خارج یا هزینه انتقال که بازده را می‌بلعد
بهترین ابزار مواجهه انتخابی با صنایع داخلی‌محور با P/E پایین (سیمان/غذا) پروژه مشترک با نهاد دارای مجوز محلی یا صندوق تخصصی، نه حساب مستقیم
وابستگی به محرک تداوم تورم + ادامه کاهش ارزش پول کاهش ماهوی تحریم‌ها + تغییر موضع FATF
افق زمانی کوتاه‌مدت تا میان‌مدت (تنظیم ماهانه/فصلی) میان‌مدت تا بلندمدت (قفل چندساله)

 

-فرصت واقعی، ریسک واقعی، و یک منطق فشار کم‌برآوردشده

عنوان «ایران بازار فرصت‌ها و ریسک‌های بالا» صرفاً یک آرایه ادبی نیست. فرصت واقعی است: ارزش‌گذاری‌ها در سطحی هستند که در هیچ بازار بریکس مشابه ندارند، و مزیت انرژی هرچند در حال کوچک شدن پشتوانه ساختاری سودآوری است که تصمیم‌سازان آگاهانه از آن محافظت می‌کنند.

ریسک‌ها نیز واقعی هستند، سرمایه‌گذار داخلی با ریسک «شاخص رشد کرد اما سود واقعی صفر بود» مواجه است و سرمایه‌گذار خارجی با ریسک «دیده می‌شود اما قابل برداشت نیست». هیچ‌کدام از این ریسک‌ها با تنوع‌بخشی ساده در پرتفوی حذف نمی‌شوند، زیرا ماهیت آنها سیستماتیک است و به سیاست، تحریم و ساختار اقتصادی گره خورده‌اند.

اما یک بُعد وجود دارد که پیش‌تر به‌اندازه کافی برجسته نشده بود این جنگ و تحریم نمی‌تواند برای همیشه ادامه یابد. رشد جهانی ۰.۴ واحد درصد و تورم ۰.۶ واحد درصد جابه‌جا شده، نفت بزرگ‌ترین شوک عرضه از دهه ۱۹۷۰ را تجربه کرده، و بازارهای سهام اصلی در ابتدای درگیری جمعاً سقوط کرده‌اند این هزینه‌ها اکنون توسط اقتصادهای بزرگ جهانی به‌طور ملموس احساس و محاسبه می‌شوند. پیش‌بینی IMF برای ۲۰۲۷ تنهاً بر فرض بازگشایی تنگه بنا شده است. انباشت فشار اقتصادی خود در حال ایجاد نیروی محرک برای نوعی حل‌وفصل است.

برای سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر، این یعنی بازده بالقوه بازار ایران نه‌تنها شامل انتظار ریاضی «همگرایی نسبت قیمت به سود ۱ تا ۲ برابر به سطوح عادی» است، بلکه یک کاتالیزور ژئوپلیتیک تحت فشار منطق اقتصادی نیز بر آن افزوده می‌شود. احتمال آن شاید بالا نباشد، اما کاملاً تصادفی هم نیست زیرا به ظرفیت تحمل بازارهای جهانی محدود است.

این بازار، بازار «فرصت‌های بالا و ریسک‌های بالا» است و به همین دلیل، فقط برای کسانی است که هر دو را همزمان می‌پذیرند و منطق فشار درونی آن را درک می‌کنند./اخبار پولی مالی

iranpo@gmail.com

اخبار پولی مالی
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.

اینترنت بانک رفاه بیمه آسیا