الزامات ایران پس از جنگ (۹)
جاوید شیرازی
صنعت ایران پس از جنگ؛ بازسازی جهشی، یا ترمیم فرسودگی ها

اخبار پولی مالی – جنگ آمریکا واسرائیل علیه کشورمان به بسیاری از خطوط تولیدی، انبارها، ماشینآلات و زنجیره تأمین صنایع کشور آسیب وارد آورده است. و بازسازی آنها یکی از مهمترین اولویت های کشور پس از جنگ به شمار می رود، اما بازسازی صنعت نباید فرصتی برای تکرار اشتباهات گذشته باشد. پرسش اساسی این است: آیا تصمیم داریم به وضعیت پیش از جنگ برمیگردیم با همان وابستگی به رانت انرژی، استقرار در مناطق کمآب و نبود رقابتپذیری و یا بااستفاه از فرصت تاریخی که میدان دراختیار کشور قرارداده است، جهشی به سوی صنعتی هوشمند، پایدار و رقابتی را رقم بزنیم؟
Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!
– سوپرمارکت همیشه تخفیف
بخش بزرگی از صنعت ایران پیش از جنگ، نه بر اساس مزیت واقعی، که بر اساس رانت و سوبسید پنهان به حیات خود ادامه میداد. واقعیت تلخ این است که صنعت ایران در دهههای اخیر، به یک «سوپرمارکت همیشه تخفیف» برای مشتریان خارجی تبدیل شده بود. چگونه؟ با کمبها محاسبه کردن منابع داخلی. نفت و گاز ارزانتر از هزینه تمامشده، آب زیرزمینی تقریباً رایگان، نیروی کار با دستمزد پایین (که خود نتیجه تورم و بیکاری مزمن بود)، و ارز ترجیحی برای واردات مواد اولیه. این مدل تولید مبتنی بر فناوری عصر سوم و در برخی موارد چهارم صنعتی از جمله خطوط تولید نیمهخودکار، راندمان پایین انرژی، مصرف بالای آب و آلایندگی زیاد بود. اما با رفع احتمالی تحریمها و ورود رقبای بینالمللی با فناوری Industry ۵.۰ هوش مصنوعی، رباتیک و بهرهوری بالا، شیوه تولید گذشته دیگر توجیهپذیر نیست. مصرفکننده خارجی که امروز از تخفیف صنعت ایران بهره میبرد، فردا با حذف سوبسیدها، دیگر مشتری محصولات کارخانجات ما نخواهد بود مگر اینکه در صنعت بهرهوری را جایگزین رانت کنیم.
اما مهمتر از رقابت خارجی، هزینه داخلی مدل پیشین تولیدصنعتی در ایران یعنیاستعمار منابع طبیعی (نفت، گاز، آب)، استثمار محیط زیست (آلودگی هوا و آب، تخریب تالابها)، و استثمار نیروی کار (دستمزد پایین بدون امنیت شغلی) است. ادامه این مسیر، یعنی بازسازی صنعت با همان الگوی پیشین، نه تنها کشور را به رقابتپذیری نمیرساند، بلکه هزینههای سنگینتر زیستمحیطی و اجتماعی سنگین تری را به نسلهای آینده تحمیل میکند.
شش ضلع بازسازی صنعتی در ایران
بازسازی پس از جنگ، فرصتی برای خروج از انکوباتور رانت و ورود به عرصه رقابت واقعی برای صنعت است. شش ضلع به هم پیوسته وجود دارد که هرگونه برنامه بازسازی باید همزمان به آنها توجه داشته باشد:
۱. رقابتپذیری: صنعت ایران بدون یارانههای پنهان انرژی و ارز، چقدر توان رقابت با محصولات چینی، ترکی و هندی را دارد؟ در یادداشتهای قبلی (انرژی و آب) نشان دادیم که حذف رانت، صنایع غیررقابتی را ورشکست میکند. بنابراین بازسازی صنعت باید با افزایش بهرهوری همراه باشد، نه اتکا به یارانه. رقابتپذیری یعنی تولید با کیفیت بالاتر و قیمت تمامشده کمتر از رقیب خارجی، بدون کمک گرفتن غیر منصفانه از جیب مردم و محیط زیست کشور.
۲. صرفههای مقیاس: ایران پراکندهترین صنایع را در منطقه دارد! صدها واحد تولیدی کوچک و متوسط با هزینه تمامشده بالا فعال یا نیمه فعال چشم به دست دولت برای تامینمبخشی از هزینه های تولید از طریق توزیع رانت دارند، این در حالی که رقبای خارجی در مقیاس های عظیم تولید میکنند. بازسازی پس از جنگ، فرصتی برای تجمیع واحدهای پراکنده و دستیابی به صرفههای مقیاس است. هرچه فاصله ها کمتر و خوشه ها بزرگتر باشند هزینه تمامشده کمتر و توان رقابت بیشتر می شود.
۳. مزیت نسبی: بسیار پرسیده شده که چرا صنایع وابسته به آب و انرژی در چند استان درگیر تنش ابی شدید و نیازمند حمل انرژی از فواصل دور متمرکز شده اند؟ مزیت نسبی ایران برای صنایع آب بر و انرژیبر سواحل جنوب کشور است نه استانهای مرکزی که درگیر مشکلات کمابی والودگی های زیست محیطی بالا هستند. . استقرار صنایع بدون در نظر گرفتن مزیت نسبی و شاخص های زیست محیطی، خطایی است که هزینه آن را منابع آب و انرژی و البته مردم کشور پرداختهاند. مزیت نسبی یعنی تولید در جایی که هزینه تمامشده پایینترین است نه جایی که رانت و نفوذ سیاسی بالاتر دارد.
۴. نیازهای امنیتی: این یک واقعیت است که برخی صنایع راهبردی (دفاعی، دارویی، غذایی، انرژی) را نمیتوان به واردات وابسته کرد. بازسازی صنعت باید حداقل خودکفایی در این حوزهها را تضمین کند. باید بدانیم که نه خودکفایی مطلق که غیراقتصادی است، نه وابستگی کامل که آسیبپذیررا بالا می برد. امنیت یعنی توانایی تأمین نیازهای حیاتی در شرایط بحران (جنگ، تحریم، بلایای طبیعی).
۵. آمایش سرزمینی: تمرکز صنعت در چند استان مرکزی و خشک( با توجیح هارتلند کشور) باعث تمرکز جمعیت، مهاجرت اجباری از روستاها و استانهای محروم و نابرابری عظیم منطقهای شده است. بازسازی صنعت باید به سمت پراکندگی متوازن حرکت کند استقرار صنایع در استانهای کمتر توسعهیافته (سیستان، کردستان، لرستان، کهگیلویه) با توجه به مزیت های نسبی همراه را ارائه مشوقهای سرمایهگذاری راهکار حل این مساله است. آمایش یعنی هر منطقه متناسب با توان خود نه تمرکز همه چیز در چند نقطه محدود و نا متناسب.
۶. شاخصهای زیستمحیطی: صنعت ایران یکی از آلودهترین صنایع منطقه است. در یادداشت سوم (انرژی) به CBAM اتحادیه اروپا اشاره کردیم که قرار است در سال ۲۰۲۶، محصولات با ردپای کربن بالا مشمول مالیات اجباری بشوند. بازسازی صنعت باید با کاهش حداقل ۴۰ درصدی مصرف آب و انرژی همراه باشد، در غیر این صورت صنعت ایران بازارهای جهانی را از دست خواهد داد. تولید پایدار یعنی تولید امروز بدون نابودی فردا نه بی توجه به امروز و فردا.
واقعیت آن است که رقابتپذیری بدون رعایت صرفههای مقیاس ممکن نیست، صرفههای مقیاس بدون مزیت نسبی (انتخاب مکان مناسب) هزینه حملونقل را افزایش میدهد، مزیت نسبی بدون آمایش سرزمینی (پراکندگی متوازن) باعث تمرکز در مناطق کمآب میشود، آمایش سرزمینی بدون رعایت شاخصهای زیستمحیطی آلودگی را به مناطق جدید میبرد و همه اینها بدون در نظر گرفتن نیازهای امنیتی، کشور را در برابر تحریم و قطع زنجیره تأمین احتمالی آسیبپذیر میکند. این شش ضلع یک سیستم به هم پیوسته هستند که نادیده گرفتن هر یک می تواند فعالیت کل سیستم را مختل کند.
خروج از انکوباتور رانت
گذر از صنعت رانتی (عصر سوم و چهارم) به صنتعت رقابتی (عصر پنجم) نیازمند سه اقدام اساسی است.
اول، شفافیت و حذف رانت بدین معنا که صنایعی که فقط با یارانه پنهان انرژی و آب زنده میمانند، نباید در بازسازی در اولویت باشند. بازسازی باید به سمت صنایعی هدایت شود که توان رقابت در قیمتهای جهانی را دارند (یا پس از سرمایهگذاری خواهند داشت). در یادداشت ششم و هفتم (انرژی) به تفصیل درباره نهاد تنظیمگر مستقل و مبارزه با رانت صحبت کردیم.
دوم، سرمایهگذاری در بهرهوری بدین معنا است که لازم است به جای پرداخت یارانههای پنهان (که بخشی به جیب دلالان و واسطهها و بخش بزرگتر به صورت سوبسید به مصرف کننده خارجی منتقل می شود)، منابع باید صرف افزایش بهرهوری انرژی، آب و نیروی کار شود. مطالعه فولاد مبارکه نشان می دهد که با بهینهسازی مصرف آب، میتوان مصرف را تا ۸۸ درصد کاهش داد.
سوم، آمادهسازی برای رقابت پس از تحریم بدین معنا است که با فرض رفع تحریمها در آینده صنعت ایران خواه ناخواه با رقبای بینالمللی روبرو خواهد شد. فاصله فناوری ایران با ترکیه، چین و حتی همسایگان عربی در برخی صنایع به ۱۵-۲۰ سال میرسد. بازسازی پس از جنگ، بهترین فرصت برای کاهش این فاصله ها است.
صنایع راهبردی و اولویتبندی بازسازی
با توجه به شرایط آتشبس شکننده و محدودیت منابع، بازسازی صنعت باید اولویتبندی شود:
| اولویت | گروه صنعتی | دلیل | وابستگی به رانت |
| ۱ | صنایع دفاعی و امنیتی | تأمین امنیت در شرایط آتشبس شکننده | کم (باید حفظ شود) |
| ۲ | صنایع غذایی و دارویی | امنیت غذایی و سلامت عمومی | متوسط (مواد اولیه وارداتی) |
| ۳ | صنایع انرژی (نفت، گاز، پتروشیمی، برق) | تأمین انرژی برای کل اقتصاد | زیاد (باید کاهش یابد) |
| ۴ | صنایع زیربنایی (سیمان، فولاد، مصالح) | بازسازی زیرساختهای تخریبشده | زیاد (باید بهرهور شود) |
| ۵ | صنایع صادراتی با مزیت نسبی | تأمین درآمد ارزی | متوسط تا زیاد |
صنایعی که در اولویتهای ۳، ۴ و ۵ قرار دارند و وابستگی بالایی به رانت نشان داده اند از این رو باید شرط بهرهوری را برای دریافت تسهیلات بازسازی رعایت کنند. بدون تعهد به کاهش مصرف انرژی و آب نباید از منابع صندوق توسعه ملی و یادیگر منابع عمومی بهرهمند شوند.
گذار به Industry 5.0 – بازسازی جهشی
بازسازی صنعت پس از جنگ فرصتی برای پرش از نسلهای قبلی صنعتی است. Industry 5.0 (همکاری انسان و ربات، هوش مصنوعی، چاپ سهبعدی، دیجیتالتاین، اینترنت اشیاء) میتوانند بهرهوری انرژی و آب را تا ۴۰ درصد افزایش دهد و هزینه تمامشده را تا ۲۵-۳۰ درصد کاهش دهند. البته که در شرایط تحریم، دسترسی به این فناوریها محدود است اما برای روزهیا پس از تحریم باید با واقعیت صنعت روز جهان روبرو شویم.
راهبرد پیشنهادی بازسازی تحریممحور
- در دوران تحریم:توسعه فناوریهای درونزا در مقیاس کوچک (رباتیک ساده، اتوماسیون خطوط تولید، پلتفرمهای دیجیتال)، تمرکز بر صنایع با مزیت نسبی (پتروشیمی، صنایع غذایی، نساجی سنتی)
- پس از رفع تحریم:واردات سریع فناوریهای پیشرفته از طریق سرمایهگذاری مشترک، بازسازی کامل خطوط تولید با استانداردهای Industry ۵.۰
چالش اشتغال و سرمایه انسانی
با توجه به شرایط موجود و بررسی نمونه های خارجی، بازسازی صنعت در کوتاهمدت ممکن است منجر به تعدیل نیرو در صنایع غیررقابتی شود. برای جلوگیری از بحران اجتماعی ایجاد سه لایه حمایتی ضروری است:
- بیمه بیکاری موقت (۶ تا ۱۸ ماهبرای کارگران صنایع ورشکسته، از محل درآمد حذف رانت انرژی و آب
- اجرای برنامههای بازآموزی در صنایع جدید (نصب پنل خورشیدی، تعمیر توربین بادی، برنامهنویسی ربات، مدیریت پلتفرمهای دیجیتال
- ارایه مشوقهای اشتغالبرای صنایعی که در استانهای کمتر توسعهیافته مستقر میشوند (معافیت مالیاتی، تسهیلات ارزان)
پیشنهاد نهایی: بازسازی صنعت پس از جنگ، فرصتی برای خروج از انکوباتور رانت و ورود به عرصه رقابت واقعی است. شش ضلع بازسازی صنعتی ایران چارچوبی نوین را فراهم میآورند که بدون آن، صنعت بازسازیشده دوباره درگیر همان مشکلات قبلی خواهد شد. ادامه مدل «سوپرمارکت همیشه تخفیف» با استعمار منابع طبیعی و استثمار نیروی کار و محیط زیست که نه رقابتی است نه عادلانه نه پایدار، بازسازی واقعی صنعتی در ایران یعنی تکیه بر بر بهرهوری و نوآوری بجای تکیه بر رانت.
برچسب ها :آمایش سرزمینی و صنعت ایران ، بازسازی تحریممحور ، بازسازی صنعتی ایران ، خروج از انکوباتور رانت ، رقابتپذیری صنعتی ، صرفههای مقیاس صنعت ایران ، صنعت ایران پس از جنگ
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰